الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

106

كتاب النكاح ( فارسى )

قوله « انكحت » أو « زوّجت » قاصداً ايقاع النكاح و الزواج و ايجاد ما لم يكن لا الاخبار و الحكاية عن وقوع شىء فى الخارج ، و القابل بقوله : « قبلت » منشأ لقبول ما أوقعه الموجب . عنوان مسأله : اين مسأله در مورد قصد انشاء است ، يعنى قصد او از گفتن « زوّجت » اخبار از گذشته نباشد . در عروه مسئلهء قصد انشاء را مقدّم كرده است و به نظر ما هم بهتر است كه قصد انشاء جلوتر بحث شود . به يك معنى اين دو مسأله در مورد قصد است و از هم جدا نيست و اگر بخواهيم از هم جدا كنيم اوّل بايد از قصد انشاء بحث كنيم . اقسام كلام : 1 - اخبار : اخبار حكايت از نسبتى در خارج است و در واقع نوعى عكس‌بردارى از خارج است ، حال اگر اين نسبت كلامى با وجود خارجى مطابق باشد خبر صادق و اگر مطابق نباشد خبر كاذب است ، پس چيزى را در خارج ايجاد نمىكند . حكايت ممكن است از گذشته يا از آينده و يا از حال باشد . 2 - انشا : انشاء ايجاد است ، يعنى چيزى كه نبود ايجاد مىكنيم استفهام ، در واقع ايجاد استفهام است و يا نداء در واقع ايجاد نداء است . انشاء اقسام زيادى دارد كه وارد آن نمىشويم . گاهى انشاء ايجاد يك امر اعتبارى است . حقيقت اعتبار : اين يك بحث دامنه‌دار است به عنوان مثال علقهء زوجيّت بين زيد و هند نبود من با « زوّجت » اين علقه را ايجاد مىكنم كه يك امر اعتبارى است ، و يا در تمليك علقهء مالكيّت را كه يك امر اعتبارى است ايجاد مىكنيم ، عقلا براى اين امور اعتبارى آثار زيادى قائل هستند و چه بسا امور اعتباريّه‌اى كه قوّت و تأثيرش بيشتر از امور تكوينيّه است . پس امور انشائيه با خبريّه فرق دارد . آيا انشاء امر پيچيده‌اى است ؟ كنه انشاء پيچيده است ولى وجود اجمالى آن از اظهر اشياء است ، مثلًا معناى مالكيّت را بچّه هم مىفهمد ، پس انشاء چيز پيچيده‌اى نيست كه مىگويند حتماً بايد علما آن را بخوانند بله چون علما معانى آن را بهتر درك مىكنند ، بخوانند بهتر است به طور ساده معناى انشاء نكاح عبارت است از اين كه اين دختر را به آن پسر داديم كه همه اين را مىفهمند . 78 ادامهء مسئلهء 7 و 8 . . . . . 14 / 12 / 78 امور اعتباريّه و انشاء از مسائلى است كه همه به آن علم اجمالى دارند پس علم تفصيلى به آن در غايت اشكال است و فقط علما حقيقت آن را مىدانند . توضيح ذلك : ما امورى داريم كه شب و روز با آن سر و كار داريم مانند زمان ، مكان ، قوّهء جاذبه كه همه اجمالًا معانى آنها را مىدانند و از بديهيّات است ولى حقيقت زمان چيست ؟ اين مسئلهء پيچيده‌اى است ، آيا مقدار حركت است ؟ آيا حركت جوهرى است ؟ آيا بُعد چهارم جسم است ؟ آيا زمان مخلوق است ؟ يعنى آيا ممكن است كه زمانى باشد كه زمان در آن نباشد ؟ ماهيّت مكان چيست ؟ آيا بعد موهومى است ، يعنى مىشود كه خداوند مكان را از بين ببرد و مكانى باشد كه مكان نباشد ؟ آيا نسبتى است كه بين اجسام واقع مىشود ؟ يعنى اگر تمام عالم يك چيز باشد مكان معنا ندارد . آيا مكان و زمان بعد از اشياء است يا قبل از اشياء ؟ تصوّر بسيارى بر اين است كه زمان و مكان قبل از اشياء بوده است و بعضى معتقدند كه زمان و مكان بدون اشياء معنا ندارد و زمان و مكان همزمان با پيدايش اشياء به وجود آمده‌اند . پس مسأله‌اى به اين سادگى كه بچّه‌ها نيز معناى آن را مىفهمند كنه و حقيقتش پيچيده است . همچنين جاذبه را همه مىفهمند ولى حقيقتش چيست ؟ چه نيرويى است ، امواج است ، ذرات است ، مسأله‌اى است كه فهم آن آسان نيست . ما در عالم از اين چيزها زياد داريم كه وجود اجماليش از واضحات ولى كنه و حقيقتش در غايت خفا است و تنها ذات بارى تعالى نيست كه « وجودها من اظهر الاشياء و كنهها فى غاية الخفاء » باشد . در موجودات امكانيّه و مخلوقات نيز موجوداتى داريم كه وجودها من اظهر الاشياء و كنهها فى غاية الخفاء باشند . انشاء و امور اعتباريّه هم همين‌طور هستند ، ما مىدانيم ملكيّت و خريدوفروش هست و همه اين را مىفهمند و يا معنى زوجيّت و نكاح را همه مىفهمند كه وجوده من اظهر الاشياء است ولى حقيقت اينها چيست ؟ امور اعتباريّه يعنى چه ؟ انشاء كه به معنى ايجاد است ، در كجا ايجاد مىكند ؟ اگر در خارج باشد ، ما در خارج چيزى به نام ملكيّت يا ازدواج نداريم و اگر در ذهن است از